تبليغاتX
كازرون طنز

احمدي‌نژاد



شنبه 23 خرداد1388 | 20:26 | طناز کازرونی |

خبر بيشاپور
خبر بيشاپور

 

پس از انتشار خبري در هفته‌نامه‌ي بيشاپور به نقل از فارس  مبني بر اعتراض بانوان به ترويج چند همسري در سريال يوسف پيامبر با توجه به تاثر عميقي كه از اين بي مبالاتي بر ما عارض شد چند ساعتي از براي نسوان و بانوان اين مرز و بوم گريستيم و چند دقيقه‌اي هم به ايراد فحش‌هايي بدون استفاده از الفاظ ركيك و غير اخلاقي به روح مردان دو همسري و همچنين زناني كه همسر دوم مي‌شوند، تصميم گرفتيم در اين رابطه با فرج الله سلحشور كه تهيه و كارگردان و نويسنده‌ي اين مجموعه‌ي تلويزيوني است صحبت كنيم.كلي پشت خط موبايل معطل شديم تا جوابمان را دادند.(در اين زمان همراه اول و آخر را با الفاظ گوناگون به هم پيوند زديم)بعد از آن هم صحبتي كوتاه در مورد اين مسئله داشتيم.اين مصاحبه هم كاملا مستند است و مو، لاي درزش نمي‌رود.(مثل قبل متن كاملش در تخيل مصاحبه كننده موجود است)

 

كازرون طنز:الو...الو...آقاي سلحشور...الو!

سلحشور:الو...بعله...بفرماييد! شما؟

كازرون طنز:خبرنگار خبرگزاري بزرگ كازرون طنز هستم.

سلحشور:بله بله.ببخشيد نشناختم.من هر روز سايت شما رو با يوزارسيف ميشينيم و نگاه مي‌كنيم.در خدمتم.

كازرون طنز:خواهش مي‌كنم.شما متن اعتراض بانوان رو ديديد؟ روي فارس منتشر شده!

سلحشور: من فارس رو نمي‌شناسم اما ديدم كه بيشاپور نقل كرده!

كازرون طنز:عجب! مگه شما هم بيشاپور مي‌خريد؟

سلحشور:اين چه حرفيه! من اگه يه هفته بيشاپور نخونم نميذارم جمعه شبش سريال بره رو آنتن!مشترك شدم تا برام بفرستن.

كازرون طنز:بگذريم! نظرتون در مورد اين مسئله چيه؟ به نظر شما اين ترويج چند همسري كار درستيه؟

سلحشور(با بغض):چي بگم.من پشيمونم.البته همش تقصير من نبود.نقصير يوزارسيف بود.چه‌قدر بهش گفتم دست بردار.گفت وحي شده.گفتم بي خيال وحي.بيا همين آسنات رو داشته باش.گفت من علاقه‌اي به زليخا نداشتم ولي ديگه اين دستور خداس.گفتم بيا تاريخ رو عوض كنيم.كي به كيه؟ ولي اصرار داشت كه بايد فرمان الهي انجام بشه.

كازرون طنز(با گريه): خودتون رو ناراحت نكنين.حالا اتفاقيه كه افتاده.شما با خانم ميرموسوي بعد از اين صحبتي نداشتيد؟

سلحشور:چرا! من از ايشون عذرخواهي كردم.ايشون هم پيشنهاد دادن كه آخر فيلم عوض بشه.يعني آخرش يوزارسيف اظهار پشيموني كنه از اين كار و بعد هم همه چيز به خوبي و خوشي تموم شه.

كازرون طنز:مگه ميشه به همين راحتي داستان تاريخي-قرآني رو عوض كرد؟؟؟!!!

سلحشور:چي كار كنم ديگه.دارم روش كار مي‌كنم.از طرفي عذاب وجدان و از طرفي ترس از...

كازرون طنز:از چي مي‌ترسيد؟نكنه تهديد شديد؟

سلحشور:راستش چيز مهمي نبود.گفتن اگه همين طوري ترويج چند همسري بشه اسيد پاشي ميكنن.

كازرون طنز:خانوم آسنات اعتراضي نداشتن؟

سلحشور:ايشون نه. ولي تا حالا چند تا از انجمن‌هاي حمايتي از ايشون خواستن كه شكايت كنه از يوزارسيف و مهريه‌ش رو بذاره اجرا.وگرنه عليه ايشون هم به خاطر ترويج چند همسري در دادگاه شكايت ميشه.

كازرون طنز:ما براي شما آرزوي صبر داريم.راستي نمي‌خواين فيلم جديدي بسازين؟

سلحشور:ممنون.شايد بعدا فيلم "دو زني ها به بهشت نمي‌روند" يا "درود بر مادر زن، مرگ بر داماد بي‌حيا" يا فيلمي توي اين مايه‌ها ساختم.از همين جا هم از همه‌ي فمينيست‌ها دعوت مي‌كنم به من كمك كنند.

كازرون طنز:اگه صحبت ديگه‌اي موند بفرماييد.

سلحشور:نه! فقط از همه‌ي بانواني كه ما را در انجام اين امر ياري كردند سپاسگزاري مي‌كنم.همين طور از كازرون طنز كه واقعا تلاش ميكنه.يه تقاضا هم داشتم كه عكس من رو واضح نشون نديد تا همه بدونن كه پشيمونم.

 

 كازرون طنز هم ضمن تقبيح اين كار از همه‌ي بانوان، آقاي سلحشور و بيشاپور عذرخواهي مي‌كند.



پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 | 14:22 | طناز کازرونی |

کاریکاتور از بیشاپور

با استفاده از آبدارخانه شاغلام



پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 | 13:30 | طناز کازرونی |

پس از آتش سوزي بخش زيادي از ني‌زارهاي درياچه‌ي پريشان تصميم گرفتيم تا علت و كيفيت اين رخ‌داد را بررسي كنيم.
بر همين اساس خبرنگار كازرون طنز ضمن انجام مصاحبه‌اي مستند(1) با رئيس سازمان مربوطه‌ي شهرستان علت را جويا شد.

قسمتي از اين مصاحبه در پي مي‌آيد:

كازرون طنز:جناب مسئول مربوطه در جريان آتش سوزي هستيد كه؟

مسئول مربوطه:بله! واقعا متأثر كننده بود.

كازرون طنز:علت چيست؟اصلا براي خودتان مشخص شده.ضمنا بفرماييد سازمان مربوطه در مقابل آن چه اقدامي مي‌كند؟

مسئول مربوطه:عرض كنم كه علت تقريبا مشخص شده.ما بارها در مورد اين مسئله تذكر داده بوديم.در واقع اين آتش سوزي حاصل ناكارآمدي مسئولين برخي نهادها و سازمان‌هاست كه اميدواريم به زودي بركنار شوند.همچنين با پي بردن به علت اصلي، سازمان ما ضمن هم‌دردي با ملت طبيعت دوست شهرستان به آنها تسليت مي‌گويد.

كازرون طنز:متوجه نشديم! بالاخره علت چيست و كدام سازمان‌ها مقصرند؟بيشتر توضيح بفرماييد.

مسئول مربوطه:بعله! مي گفتم.من خودم بارها در اين مورد متذكر شدم.من در يكي از بازديدهاي كاري كه به طور اتفاقي در تعطيلات آخر هفته و به طور خيلي اتفاقي‌تر با خانواده‌ي محترممان رفتيم شاهد بودم كه پرندگاني اين اكوسيستم را تهديد مي‌كنند.به مسئولين سازمان كنترل پرنده‌هاي بي سرپرست توصيه كردم آن‌ها را جمع و هدايت كنند اما تا كنون چنين اقدامي صورت نگرفته.

كازرون طنز:درست متوجه نشديم.پرندگان؟؟؟!!!چگونه؟ درضمن فرموديد سازمان‌ها.اين كه يك سازمان شد.

مسئول مربوطه:بعله ديگه.همين پرندگان بي‌حيا كه از هيچ كس خجالت نمي‌كشند و به خاطر تنبلي دچار هزار مشكل شده‌اند.يكي از مشكلاتشان همين اعتياد است.البته ما گفتيم آن‌ها مقصر نيستند.مجرم هم نيستند.فقط بيمارند.بيمار جسمي و روحي.بايد ترك داده شوند.به همين خاطر به سازمان ترك اعتياد و بررسي امور اتباع بيگانه كه جديدا ادغام شده‌اند سپرديم كه با همكاري سازمان فوق الذكر پرندگان را به صورت رايگان درمان كنند.مستحضر كه هستيد با توجه به خشك‌سالي اين پرندگان از عهده‌ي مخارج عادي زندگي‌شان هم بر نمي‌آيند.

كازرون طنز:لطفا بفرماييد كه داستان چگونه بوده؟

مسئول مربوطه:اصل داستان اين است.يكي از پرندگان كه به تازگي دوستانش را به راه خلاف اعتياد كشانده بوده آنها را به بزمي شبانه دعوت مي‌كند.در اين بزم كه در ميان ني‌زارها بوده انواع و اقسام خلافي‌جات شركت داشته‌اند.از جمله مشروبات الكلي و شيشه و كراك و قرص‌هاي روان‌گردان.اين پرنده‌ي بي‌خرد در مقابل اصرار دوستانش مبني بر اكتفا به همان چيزها مقاومت مي‌كند و مي‌گويد:حالش به دود و دمه! و دوستانش هم خام مي‌شوند.بساط منقل فراهم مي‌شود و پس از آن چون دچار خستگي مفرط شده بودند خوابشان مي‌برد و همه جا آتش مي‌گيرد.

كازرون طنز:عجب!!! پس شما ازكجا اين جريان را فهميديد؟

مسئول مربوطه:البته قسمتي از آن محرمانه است اما جعبه‌ي سياه در اين كشف بي تاثير نبوده.

كازرون طنز:نيروي انتظامي با شما در اين كشفيات همكاري نكرد.

مسئول مربوطه:چرا اما بدون آن‌ها هم مي‌توانستيم.

 

كازرون طنز ضمن تقدير از اين مسئول شايسته پيش‌نهاد مي‌كند مابقي درياچه را به پاس خدمات صادقانه به وي اعطا كنند.

همچنین ممکن است پس از این مصاحبه های دیگری هم از پایگاه اینترنتی كازرون طنز منتشر شود.

 

------پی نوشت:
(1)متن اين مصاحبه در تخيل مصاحبه كننده موجود است.



یکشنبه 6 اردیبهشت1388 | 21:5 | طناز کازرونی |
نباید این طور شروع می شد.به قولی شگون ندارد که یک وبلاگ طنز با گریه شروع شود.ولی دیگر این تصاویر اجازه نداد ساکت باشم.ولی سعی می کنم برای رفع تلخی و تمام شدن گریه یک طنز هم بیایم.

این عکس را گریه کنید:

پريشان از پشت آتش و دود چه قدر نديدني است!

نيزار‌هاي ضلع غربي پريشان سوخت



جمعه 4 اردیبهشت1388 | 13:25 | طناز کازرونی |